مدرنیسم ، بدویت ، بحران
Force majeureنقدی بر فیلم
امیر یغمایی
فیلم ((شرایط اضطراری)) ساخته کارگردان سوئدی روبن استولاند ، داستان زندگی
خانواده ای سوئدی را بیان می کند که برای اسکی به فرانسه آمده اند ، یکی از
روزهایی که آنها درحال صرف نهار در رستوران می باشند وقوع بهمن باعث ترس افراد
حاضر در رستوران شده که در همین حین پدر خانواده
برای نجات خود همسر و دو فرزندش را تنها می گذارد و این اتفاق به مرور زمان
تبدیل به یک بحران خانوادگی می شود.
فیلم شرایط اضطراری محصول سینمای اسکاندیناوی و یک فیلم کاملا هنری اروپایی می
باشد ، این فیلم تحت تاثیر شیوه ی فیلمسازی فیلمساز بزرگ سوئدی برگمان و همچنین تا
حد زیادی وام دار آثار جنبش دوگما 95 به خصوص فیلمساز شاخص این جنبش لارنس فون
تریر می باشد.
فیلم شرایط اضطراری برمبنای شیوه ی زندگی انسان جامعه ی مدرن که در محاصره ی
تکنولوژی قرار گرفته و نحوه ی برخورد وی با بحران های زندگی بنا شده است ، فیلم
دارای اشارات و نشانه های فراوانی است که با تامل در آن می توان به مفاهیم عمیقی
در باب فلسفه ی زندگی انسان پی برد.
یکی از مهمترین نقاط قوت فیلم استولاند فرم پویا و منطقی
فیلم می باشد که به خوبی می تواند مخاطب را همراه کرده و جهان اثر را به شکلی
تاثیر گذار ترسیم نماید ، استولاند برای بیان حرف خود به خوبی روابط علت و معلولی
را ایجاد کرده و برای هرنقطه ی کلیدی زمینه سازی می کند.
ما از ابتدای اثر شاهد آن هستیم که توماس ( پدر خانواده ) در برخورد با سایرین
نوعی رفتار سرباز زننده دارد و تلاش می کند به گونه ای از زیر بار مسئولیت شانه
خالی کند ، در آغاز فیلم می بینیم زمانی که عکاس قصد گرفتن چند عکس یادگاری از
اعضای خانواده را دارد توماس به شکل ملموسی با اعضای خانواده اش فاصله دارد و عکاس
مجبور است او را برای ایستادن درست در کنار اعضای خانواده اش راهنمایی کند در حالی
که ابا (مادر) ، هری و ورا (فرزندان) به شکل حامیانه ای در کنار یکدیگر می ایستند
، کمی بعدتر می بینیم زمانی که هری پسر کوچک خانواده از اسکی خسته شده و بهانه
گیری می کند ابا با مسئله منطقی برخورد می کند و جواب توماس فرار از دخیل بودن در
آن است ، این مقدمه چینی ها باعث می شود که با پیشرفت داستان متوجه شکاف عمیقی که
میان توماس و ابا وجود دارد شویم ، در حالی که ابا با مسائل منطقی برخورد می کند
توماس با رفتاری بچه گانه سعی در پاک کردن صورت مسئله دارد.
در فیلم شرایط اضطراری ما شاهد سه زوج می باشیم ، ابا و توماس ، فانی و مت و
زن متاهلی که تنها به تعطیلات آمده و با پسر جوانی آشنا شده است.
این سه زوج را می توان نماینده سه نسل دانست ، ابا و توماس نماینده ی نسل سنتی
جامعه می باشند که خانواده تشکیل داده ، برای یکدیگر وقت صرف می کنند و تلاش می
کنند مشکلات شان را حل کنند ، فانی و مت و نماینده ی گذر از جامعه ی سنتی به مدرن
می باشند و روابط شان در قالب یک زوج بدون ازدواج تعریف می شود و زن متاهل و پسر
جوان که نماینده ی رفتار به اصطلاح مدرن می باشند یعنی همان شیوه ی رفتاری که در
جامعه شناسی با نام سیمون دوبوار و ژان پل سارتر گره خورده است ( وجود خانواده و
در عین حال داشتن روابط آزاد و بی قید ) و بدون آنکه شناختی از یکدیگر داشته
باشند( به گونه ای که همدیگر را با اسم اشاره معرفی می کنند) صرفا به قصد لذت جویی
در کنار هم قرار گرفته اند ، محور اصلی تعریف رفتارهای این زوج ها حول خانواده ی
ابا می گذرد ، زمانی که ابا تحت فشار روحی حادثه قرار می گیرد و شروع به تعریف
ماجرا برای دیگران می کند ما با برخوردهای متفاوتی مواجه می شویم ، فانی نسبت به
ابا همذات پنداری پیدا می کند و توماس تلاش می کند قضیه را از جوانب دیگر به شکلی
منطقی بررسی کرده و راهکار پیشنهاد دهد اما در سوی دیگر زوج آزاد فیلم نسبت به این
واقعه کاملا بی تفاوت بوده و آن را بی ربط به خود می دانند.
نقطه ی کلیدی دوم فیلم زمانی است که ابا با مشاهده ی آرای مختلف افراد دچار
تردید نسبت به بنیان زندگی خود می شود و این آغاز حرکت او به سمت معایب زندگی مدرن
می باشد ، نخستین گام نیز درخواست تنهایی به اسکی رفتن او می باشد ، یکی از مسائل
مهمی که فیلم قصد بیان آن را دارد نمایش تنهایی انسان در میان انسان های دیگر است
، ما در فیلم شاهد هستیم که ابا و توماس که پس از بحران از همدیگر فاصله گرفته اند
هربار قصد دارند بیرون اتاق با یکدیگر صحبت کنند مرد خدمتکار بی آنکه حرکت یا
صحبتی انجام دهد نظاره گر آنها می باشد و آن دو تنها نمی مانند در حالی که مرد هیچ
تاثیری در پر کردن تنهایی آنها ندارد.
قدم دوم ابا سوءرفتار وی در قبال فرزندانش می باشد که این را به خوبی در
سکانسی که هری او را از خواب بیدار کرده و به وی می گوید شدیدا بوی مشروب می دهد
شاهدیم همچنین بی تفاوتی او نسبت به همسرش که باعث می شود توماس بعد از بازگشت از
اسکی ساعت ها پشت در اتاق منتظر بماند و نشانه ی دیگر واپس زدگی جنسی ابا نسبت به
توماس و عدم توجه به نیاز همسرش می باشد.
یکی از نکات برجسته ی شرایط اضطراری نحوه ی نمایش عناصر زندگی مدرن در فیلم می
باشد ، در فیلم ما همواره شاهد وجود ابزارهای تکنولوژی می باشیم به گونه ای که حتی
توماس در حال خواب نیز گوشی موبایلش همراهش است ، زمانی که ابا از اوی می خواهد
برای آرام شدن او را در آغوش بگیرد موبایل توماس زنگ می خورد ، بچه های هنگامی که
شاهد تنش میان والدینشان می باشند به
سرگرم شد با تبلت می پردازند اما اینها تنها عناصر تکنولوژی نیستند که در فیلم
شاهدیم ، صحنه هایی که دوربین به نظاره ی طبیعت می رود می بینیم که انسان با بی
رحمی تمام بر طبیعت بکر چنگ انداخته است و نوعی خشونت در آن ایجاد کرده است که این
امر به شکلی استعاری نشان از تاثیر مدرنیسم بر تغییر ماهیت طبیعی انسان دارد ،
استولاند اما با هوشمندی در سکانس های توالت سیطره ی این عناصر را بر زندگی در
جایی که اعضای خانواده به شکل مکانیکی و ماشین وار در حال استفاده از مسواک برقی
می باشند نشان داده است.
استولاند در فیلم شرایط اضطراری با ریزبینی خاصی به غلبه ی خوی حیوانی انسان
بر رفتار عقلانی وی می پردازد ، اگر ما شخصیت های فیلم را حیوان در نظر بگیریم می
توانیم به این نتیجه برسیم که رفتار توماس منطقی بوده چرا که در حیوانات برای جنس نر (پدر) مسئولیتی در قبال حراست از
فرزندان وجود ندارد و غریزه ی حفظ بقا مبنای رفتار حیوان نر را تعیین می کند در حالی
که جنس ماده ( مادر ) برای حفاظت از فرزندان می کوشد که بحران ایجاد شده در فیلم
نیز بر همین بنیان بوده و نگاه حاکم بر محتوای فیلم نیز این را نشان می دهد که
تفاوت رفتاری حیوان و انسان که دلیل آن وجود منطق است به هنگام تصمیم گیری در
موقعیت های بحرانی بروز می کند.
یکی دیگر از نقاط قوت فیلم استولاند شیوه ی استفاده ی او از طراحی صحنه و صدا
می باشد ، استولان برای آنکه میزان حاکمیت زندگی مدرن را به نمایش بگذارد نماهایی
را انتخاب کرده است که به خوبی نشان دهنده ی وجوه مدرنیسم در زندگی انسان می باشد
، استفاده ی زیبا از معماری سبک کوبیسم در قسمت بیرونی و درونی ساختمان ها ، نمایش
خدمتکاران که سروشکلی یک سان دارند ، نمایش برف پاش ها که در اندازه های یکسان و
منظم چیده شده و عمل می کنند و همچنین استفاده از رنگ بندی های سرد با تنالیته ی
آبی و خاکستری که به شکلی نمادین نمایانگر سردی حاکم بر فضا می باشند توانسته است
فیلم را از لحاظ بصری غنی نماید ، همچنین وجود دائمی صداهای مکانیکی در اکثر صحنه
ها باعث شده مخاطب به درک درستی از فضای مورد نظر کارگردان برسد،از سوی دیگر پخش
قطعه ی (تابستان ویوالدی در فرم پریستو ) در جای جای فیلم باعث نوعی شکنندگی در
طول فیلم شده است که به شکل هوشمندانه این قطعه با نماهای فیلم پیوند خورده است و
نشانگر نوعی سرزندگی در زیر پوست رخوت حاکم بر فیلم شده است.
در قسمت پایانی فیلم ما شاهد آن هستیم که بحران ایجاد شده در خانواده با بروز
عمیق ترین احساسات انسانی یعنی گریه ی دردناک توماس در آغوش خانواده اش فروکش کرده
و توماس با پذیرفتن واقعیت و تلاش برای تغییر و ابا با بخشیدن و اعتماد دوباره به
او زندگی جدیدی را آغاز کنند.
در انتهای فیلم ما شاهد آن هستیم اتوبوسی که قصد دارد زوج های فیلم و سایر
افراد را به مقصد برساند به دلیل عدم توانایی راننده در کنترل اتوبوس هر لحظه
احتمال بروز سانحه در آن وجود دارد ، که این امر باعث می شود مسافران به جز زن
متاهل(که حال تنهاست) از آن خارج شده و پیاده به راه خود ادامه دهند ، اگر در
اینجا اتوبوس را نمادی از زندگی مدرن بدانیم می بینیم که این زندگی به دلیل عدم
شناخت و توانایی کنترل راهبر آن از امنیت کافی برخوردار نیست و فردی که درون آن
باقی می ماند امکان دارد زندگی اش را از دست بدهد و راه امن تر برای کسانی است که
پیاده اما در کنار یکدیگر به راه خود ادامه می دهند.