نقد فیلم

نقد فیلم

نقد فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

چهارشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۳۵ ق.ظ | امیر یغمایی | ۰ نظر

نقد فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت

زخم های ملتهب اجتماع

 

سینمای اجتماعی را اساساً می‌توان در دو شاخه تعریف نمود،نخست فیلم‌هایی که رویکرد آنها نقد جامعه بوده و تلاش دارند با نمایش معضلات اجتماعی چه به‌صورت یک کل واحد چه به‌صورت نمایش گوشه‌ای از جامعه و کشف چرایی به وجود آمدن این معضلات ، جامعه را نقد می کنند که بهترین مثال حال این سینما در ایران فیلم های اصغر فرهادی است، گونه دوم آن دسته از فیلم‌هایی هستند که تنها روایتگر حوادث و اتفاقات زندگی مردم بوده و نگاه نقادانه برجسته به جامعه ندارند، هرچند که سینمای اجتماعی در اصالت خود نوعی نقد را به همراه دارد اما دسته دوم که به آن اشاره شد اهم بار نقد را به عهده مخاطب می‌گذارند که نمونه آن را می‌توان در بعضی از آثار عبدالرضا کاهانی دید، نکته حائز اهمیت در این شیوه از فیلم‌سازی اجتماعی زاویه دید فیلم‌ساز به جامعه است که در اصطلاح می‌توان آن را نگاه رو در رو نامید.

چهارشنبه 19 اردیبهشت، فیلمی از جنس دسته دوم سینمای اجتماعی است، جلیلوند در فیلم خود مقطع کوتاهی از زندگی سه شخصیت اصلی که خاستگاه آنان طبقه متوسط رو به پایین شهری است را روایت می‌کند که هر کدام دغدغه‌ها و مشکلات مربوط به خود دارند، در این میان یک عنصر مهم و تعیین‌کننده که در اغلب آثار اجتماعی نقش دارد به نام پول خط رابط این افراد می‌شود.

جلیلوند به پشتوانه سال‌ها مستندسازی آگاهی درست و تا حد امکان کاملی از جامعه خود دارد، همین مسئله باعث می‌گردد که وی بتواند فیلمی را که هسته اصلی و ایده آن پتانسیل تبدیل‌شدن به یک مستند را دارد، دراماتیزه کرده و از این پیوند میان تجربیات مبتنی بر واقعیت و عناصر درام، چهارشنبه 19 اردیبهشت را خلق کند که به‌راستی برای نخستین تجربه سینمایی یک فیلم‌ساز شاهکار به‌حساب می‌آید.

نخستین نقطه قوت فیلم، فیلم‌نامه آن است که در عین سادگی و موجز بودن در بطن خود دارای پیچیدگی و سرشار از اشاره و کنایه است، داستان فیلم روایت فردی است به نام جلال که قصد دارد چند میلیون پول را به خیریه از طریق آگهی روزنامه تقسیم کند ،در این میان هجوم غافلگیرکننده مردم باعث سردرگمی او می‌شود، شاید این داستان ساده می‌توانست تبدیل به یک کمدی و یا اثری پوچ‌گرایانه شود اما جلیلوند با هوشمندی تمام بر عنصری تکیه زده که اثرش را تبدیل به یک درام اجتماعی خوب کرده است، این عنصر همان ذات و هدف انسانی می‌باشد،در نتیجه این عنصر مدخلی برای ورود به زندگی افراد می‌شود که از یک سو باعث گسترش داستان شده و از سوی دیگر موجب پرداخت شخصیت‌ها می‌گردد، در حقیقت این روایات نه به شکل مرسوم کلاسیک نگاه از چند زاویه به یک داستان است مانند آنچه در راشومون رخ می‌دهد، نه شبیه به بیان چند روایتی مانند عشق سگی است بلکه در فیلم چهارشنبه 19 اردیبهشت تعدد روایات نوعی خرده داستان هستند که می‌توان آنها را مربوط به هسته اصلی داستانی دانست، اما به شکلی جدا از داستان اصلی نیز خود پتانسیل تبدیل‌شدن به یک درام را دارند، به‌عبارت‌دیگر جلیلوند درعین‌حال روایت داستان اصلی که همان پرداخت پول توسط جلال به یک نیازمند است، قصه افرادی را که به آن هسته مرکزی مربوط هستند را نیز روایت می‌کند، از جمله خود جلال، نکته اصلی داستان که می توانست منجر به تبدیل شدن یک اثر به فاجعه شود اما نشده است، حرکت فیلم مبتنی بر یک ایده بوده که نه به اندازه ای خارج از نیاز فیلم شاخ و برگ پیدا می کند نه کمتر، درام فیلم نیز از قلب این ایده بیرون می آید و پویا می گردد.

فیلم‌نامه از باب شخصیت‌پردازی نیز به حد کفایت خود پیش می رود هرچند که قابل‌انکار نیست اگر کمی بیشتر شخصیت های فرعی فیلم پرورده می‌شدند به اثرگذاری بیشتر کمک می‌کرد، اما نکته مهم این است که نویسندگان مانع از آن شده‌اند تا شخصیت های فرعی علیرغم پرداخت کمتر تبدیل به تیپ شوند، از سوی دیگر شاید برخی تصور نمایند برای باورپذیری درست می‌بایست شخصیت جلال و لیلا کمی بیشتر بارور می‌گشتند اما باید به این نکته توجه نمود که شخصیت‌پردازی برحسب نیاز داستان صورت می‌پذیرد در نتیجه طبیعی است اگر به ستاره و داستان او به‌عنوان فردی که در نهایت صاحب پول‌ها می‌شود بیشتر پرداخت.

نکته مهمی که باید به آن توجه کرد و بابت آن به جلیلوند تبریک گفت، نگارش گروهی فیلم‌نامه بوده که در سینمای ایران بسیار نادر است، درحالی‌که والاترین سطح فیلم‌سازی جهان بیشت فیلم‌نامه‌ها توسط گروه نویسندگان به نگارش در می‌آید و همین مسئله سبب پالایش چندباره و استحکام فیلم‌نامه می‌شود، این مسئله شاید یکی از مهم‌ترین دلایل استوار بودن فیلم‌نامه چهارشنبه 19 اردیبهشت به‌عنوان پاشنه آشیل اثر باشد.

نقطه قوت مهم دیگر فیلم، کارگردانی ماهرانه جلیلوند بوده که بی‌شک آن را مدیون سال‌ها مستندسازی است، کارگردان به‌خوبی بازیگرهایش را کنترل نموده و اجازه بروز سانتی مانتالیسم در نقش را به آنها نمی‌دهد، درحالی‌که بالقوه چنین موقعیت‌هایی می‌توانست باعث این اتفاق شود، از سوی دیگر چه در صحنه‌های پرتنش با تعداد بازیگر بالا چه در سایر صحنه‌ها توانسته است به‌خوبی میزانسن موردنظر خود را چیده و تصویر موردنیاز فیلم را خلق کند، هم چنین جلیلوند با چیرگی تمام دوربین خود را کنترل نموده تا از لغزیدن به ورطه هولناک تصویربرداری به شیوه دوربین روی دست، که اغلب کارگردانان ایرانی برای فرار از چینش صحنه و تنظیم میزان سن از آن استفاده می‌کنند بگریزد، هرچند که در ابتدای فیلم دوربین روی دست حرکت‌کننده با لیلا این امر را به ذهن متبادر می‌کند که با تصویرهایی مشابه این شیوه روبه رو هستیم اما بلافاصله در سکانس های بعد، شاهد کنترل دوربین و آرامش تصاویر بوده که نشانگر درک فیلم‌ساز در چگونگی استفاده از دوربین است.

چهارشنبه 19 اردیبهشت، در فرم خود اثری چشمگیر بوده و در هماهنگی میان گستره ابزار بیانی سینما بسیار موفق است، بدین معنا که جلیلوند باقدرت تمام تصویر،میزانسن،تدوین و موسیقی را در اختیار گرفته و از آنها به شکلی درست و منطبق با یکدیگر در خدمت اثر خود استفاده نموده است.

البته نباید از این نکته نیز غافل شد که متاسفانه کارگردانی فیلم تا حدی در روایت پایانی افت می کند، به گونه ای که به نظر می آید به دلیل میزان توجه ای که به دو سوم ابتدایی فیلم شده است، کارگردان از انتهای فیلم غفلت نموده و همین مسئله تا حدی به فیلم لطمه زده  اما خوشبختانه باعث تنزل کلیت اثر نشده است.

فیلم‌ساز در پایان قسمتی از سرچشمه ذوق خود را به کار گرفته و در عین حالی که داستان اصلی یعنی ماجرای اهدای پول را پایان می‌بخشد، انتهای فیلم را باز می‌گذارد، به‌عبارت‌دیگر پایان چهارشنبه 19 اردیبهشت در عین بسته بودن پایانی باز است که این مسئله باعث می‌گردد مخاطب  بتواند داستان لیلا را درون ذهن خود دنبال نماید.

چهارشنبه 19 اردیبهشت را می توان یک فیلم اجتماعی ژورنالیستی دانست، همانگونه که یک خبرنگار به دنبال واقعیت زندگی افراد عادی جامعه هم پای آنها نظاره گر و شنونده داستان هایشان می شود، بی آنکه قصد جلب ترحم و مظلوم نشان دادن آنها را داشته باشد، این فیلم نیز هم پای شخصبت هایش می شود تا تصویر آنها را همانگونه که هستند یعنی مردم واقعی یک اجتماع نشان بدهد، از مدخل همین نمایش وفادارانه به زندگی واقعی داستان روایت شده و درام شکل می گیرد.

چهارشنبه 19 اردیبهشت یک فیلم اجتماعی به معنای واقعی کلمه است، اثری که درعین‌حال تلخ و گزنده بودن نگاه واقع‌بینانه نه سیاه به جامعه خود دارد، فیلم بی‌آنکه قصد داشته باشد به شکلی صریح جامعه را نقد کند در بطن خود آینه‌ای است رو به جامعه و در عین ایجاد چالش امیدبخش است، به‌واقع فیلم جلیلوند نوعی مصداق هدف درام ارسطویی یعنی ایجاد روان‌پالایی در مخاطب بوده و باعث می‌گردد هرچند که مخاطب نوعی دردمندی در خود از مشاهده اثر حس کند اما به دلیل شکل درست و اثرگذار فیلم دچار تزکیه نیز شود.

  • امیر یغمایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی