نقد فیلم

نقد فیلم

یادداشتی درباره سریال معمای شاه

جمعه, ۱۸ دی ۱۳۹۴، ۰۶:۰۸ ب.ظ | امیر یغمایی | ۲ نظر

سریال معمای شاه، واپسین مجموعه تلویزیونی ساخته محمدرضا ورزی بوده که تا پیش‌ازاین سریال های ضعیف دیگری مانند تبریز در مه، کیمیاگر و سال‌های مشروطه را در کارنامه ثبت کرده است. معمای شاه آن‌گونه که ادعا می‌کند روایت گر دوره حیات تا ممات پهلوی دوم بوده و قصد داشته شکلی متفاوت از آن روزگار را به تصویر بکشد که البته تا به اینجای کار صرفاً در حد همین ادعا باقی مانده است. آنچه معمای شاه قصد انجامش را دارد، پیش‌ازاین در مجموعه‌های دیگر نیز به گونه‌های مختلف انجام‌شده که قریب به‌اتفاق این تلاش‌ها شکست‌خورده و از سوی مردم مورد تمسخر یا عدم پذیرش قرارگرفته‌اند؛ اما پاسخ به چرایی این ماجرا در عین آنکه بسیار ساده است، متأسفانه برای اکثر برنامه‌سازان و مدیران صداوسیما قابل‌درک نیست، سادگی مسئله در اینجاست که برای قابل‌قبول کردن یک داستان می‌بایست در چینش عناصر و اجزا رعایت تعادل نمود بدین معنی که اگر قرار است دربار پهلوی به نمایش گذاشته شود، باید در کنار نقاط سیاه آن فضا نقاط سفید و مثبتی نیز قرار داد تا مخاطب از مدخل نگاه به‌ظاهر بی‌طرفانه سازندگان اثر قضاوت موردنظر جریان حاکم فکری بر اثر را نماید، حال‌آنکه در این قبیل مجموعه‌های تلویزیونی همواره آنچه مربوط به حکومت سابق نمایش داده می‌شود سیاه مطلق و هر آنچه مربوط به طیف مخالف حکومت در آن دوران می‌شود مثبت است، در نتیجه عمده مخاطبان حاضر به قبول داستان نیستند و اثر نهایی تبدیل به یک مجموعه مضحک و دروغ‌گو در نظر تماشاگر می‌گردد تا سریال تاریخی.

ورزی در معمای شاه برخلاف آثار پیشین خود که تاریخ را با تخیلات شخصی می‌آمیخت و ماحصلی مبتذل تحویل بیننده می‌داد در معمای شاه به نظر قصد نموده تا به تاریخ وفادار بماند، در عوض برای آنکه مجموعه تبدیل به یک مستند داستانی نشود درامی تخیلی را در حاشیه آن روایت می‌کند اما متأسفانه به علت دوپاره بودن قسمت تاریخی و داستانی از یکدیگر و عدم ارتباط متناسب آنها با هم به‌کلی سیر روایت بی‌منطق و معلول گشته است، هرچند که تلاش شده اتصالی مابین شخصیت های واقعی و تخیلی ایجاد شود اما این امر نیز به دلیل خام‌دستی سازندگان معمای شاه به‌درستی رخ نداده که در نتیجه آن اگر بخش مربوط به تاریخ را که عمدتاً در دربار می‌گذرد با بخش داستانی که درون خانه دکتر وزیری رخ می‌دهد از هم جدا نماییم هیچ تفاوتی در اثر ایجاد نمی‌شود. از سوی دیگر بخش تاریخی معمای شاه به خاطر شکل روایت تبلیغاتی و تک‌گویی فاقد هر نوع جذابیتی است و مخاطب بیش از آنکه شاهد داستانی تاریخی باشد با تعدادی بازیگر مواجه می‌شود که به شکلی آماتور در حال روخوانی کتاب های خسرو معتضد هستند.

از دیگر مسائل آزاردهنده سریال معمای شاه بحث انتخاب بازیگران بوده که این مسئله نیز نشان‌دهنده حد اعلای مبتدی بودن عوامل سازنده مجموعه می‌باشد، کافی است نگاهی بیندازیم به ایفاگر نقش مرحوم روح‌الله خالقی در فیلم که جز کم پشت بودن مو و عینک روی چشم هیچ شباهتی به خالقی حتی از لحاظ جثه فیزیکی ندارد، یا مهراوه شریفی‌نیا که نقش ملکه ثریا را ایفا می‌کند درحالی‌که حدیث فولادوند بیشتر مناسب این نقش بوده است. کارگردان معمای شاه حتی تا به این حد در کار خود مهارت نداشته تا بفهمد برای ایفا نقش افراد خارجی استفاده از بازیگران ایرانی سبب ناموزونی فضا می‌شود و این مسئله در سریال وقتی حاد می‌شود که شکرابی در نقش پرون حتی از ایرانی‌ها سریال بهتر فارسی حرف می زند! یا نمایش استالین چنان خنده‌دار است که به نظر می‌آید کارگردان به‌عمد قصد ایجاد فضای کمیک در سریال را دارد.

از منظر کارگردانی هم واقعاً مشخص نیست ورزی چه تأثیری بر سریال داشته جز نماهای بی‌معنی و بدسلیقه‌ای مانند اینسرت لیوان چای یا حرکت صد باره دوربین روی اتومبیل و موارد مشابه، ورزی حتی متوجه آن نبوده که به‌عنوان کارگردان بد نیست اگر بازیگران را هدایت کند تا مانند عروسک های کوکی در صحنه به چشم نیایند، به نظر تمام تلاش کارگردان معمای شاه صرف شبیه‌سازی امیر مسعود به مجید آقا فیلم سوته‌دلان شده، اما آنچه در نهایت حاصل گشته تنها حالت انزجار از این تلاش است چراکه نه یوسف صیادی توانایی بهروز وثوقی را دارد و نه ورزی قطره‌ای از دریا هنر علی حاتمی را داراست.

مجموعه معمای شاه باوجودآنکه از حمایت همه‌جانبه صداوسیما برخوردار بوده اما به‌جرئت می‌توان گفت جزو ضعیف‌ترین سریال های تاریخ تلویزیون از ابتدا تأسیس آن تاکنون بوده که بیشتر به نظر می‌آید در یکی از مراکز استانی صداوسیما ساخته‌شده تا در قلب رسانه ملی با تمام امکانات موجود. محمدرضا ورزی و عوامل مجموعه معمای شاه بارها اظهار داشته‌اند که منتقدان اثرشان طرفداران حکومت پهلوی هستند، بدیهی است این فرار روبه‌جلو و کودکانه را نمی‌توان جدی گرفت اما بد نیست در پاسخ به این ادعا گفت اگر نگاهی به سریال شهرزاد بیندازیم که موردتوجه مخاطبان و منتقدین قرارگرفته و دست بر قضا داستانش در همان سال‌ها می‌گذرد، متوجه می‌شویم که مجموعه معمای شاه نه به خاطر محتوا بلکه به دلیل روایت ضعیف، فقدان کارگردانی، اِشکال های تاریخی، نبود درام و شعارزدگی تبدیل به اثری ضعیف و بی‌خاصیت شده است و همان کسانی که از معمای شاه انتقاد کرده سریال شهرزاد را موردستایش قرار داده‌اند در نتیجه با توجه به اینکه سریال شهرزاد نیز روی خوشی به حاکمیت آن دوران ندارد نمی‌توان گفت منتقدان معمای شاه سلطنت‌طلبان هستند.

در انتها باید گفت مقایسه اثر خوب و شریف حسن فتحی یعنی سریال شهرزاد که توسط بخش خصوصی روانه بازار شده با سریال سفارشی معمای شاه که حاصل حمایت همه‌جانبه مسئولان است، ثابت می‌کند مشکل اصلی تلویزیون ایران نه کمبود امکانات بلکه فقدان شعور و ذوق هنری متصدیان رسانه ملی است.

  • امیر یغمایی

نظرات  (۲)

نقد بسیار خوب و بی طرفانه ای بود. هر چند برخی فقط به دلیل رضا شاه و محمدرضا شاه به این سریال می تازند ولی نقد شما واقعا بی طرفانه بود. چند قسمت از این سریال رو دیدم، قصه اصلا ذره ای کشش نداره. در یک کلام مسخره است. راستی سریال کیمیا رو هم نقد کنید البته اگه تا الان این کار رو نکردید.
منتقد عزیز اگه به شهرزاد ایراد نگرفتند به خاطر این بود که این سریال مال تلویزیون نبود وگرنه اگه اونم تو تلویزیون ساخته میش هزار جور انگ بهش می چسبوندند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی