نقد فیلم

نقد فیلم

هوش مصنوعی و سینما

چهارشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۵۵ ق.ظ | امیر یغمایی | ۰ نظر

هوش مصنوعی از آن دست موضوعاتی است که در دو دهه‌ی اخیر موردتوجه فیلم‌سازان بسیاری قرار داشته، هرچند که قدمت استفاده از ربات‌ها در سینما بدعتی تازه نیست اما هوش مصنوعی به شیوه‌ای که امروزه آن را می‌شناسیم یعنی دست‌ساخته‌ی بشر بتواند همانند انسان باشد موضوع تازه‌ای است که در 2 سال اخیر فیلم های جالب‌توجه ای در این زمینه ساخته شده است.

نخستین فردی را که میتوان راهگشای هوش مصنوعی و رباتیک به سینما دانست استاد بلامنازع آلمانی فریتس لانگ بود که در فیلم تحسین برانگیز پادآرمانشهری خود متروپلیس عملا یک ربات را و سرنوشتی که انسان در پیروی از هوش مصنوعی خواهد داشت سوژه ی خود قرار داد اما به دلیل آنکه تخیلات به تصویر درآمده ی وی برای مردمان دهه ی 20 غیرقابل درک بود فیلم شکست تجاری سختی خورد اما این مسئله هیچگاه از ارزش متروپلیس نکاست،در حقیقت لانگ راهی را آغاز کرد که عملا تا دهه ی 60 کمتر کسی جسارت نزدیک شدن به آن را در خود میدید و تقریبا هیچ نمونه ی شایان توجه ای تا پیش از سال 1968 که کوبریک فیلم ادیسه فضایی را ساخت نمی توان یافتکه پرداختی جامع و خوب به موضوع هوش مصنوعی و رباتیک داشته باشد هرچند که پیش از کوبریک در سریال پیشتازان فضا تلاش هایی برای نمایش هوش مصنوعی و رباتیک انجام شد اما نمی توان آن را نمونه ای دانست درخور که توانسته باشد این موضوع را دستمایه اثر قرار داده باشد اما کوبریک در ادیسه فضایی یکی از بلندترین گام های ممکن را برای ورود هوش مصنوعی به سینما برداشت و پس از وی لوکاس با جنگ ستارگان (امیدی تازه،1977) و کامرون با نابودگر (1984) فصل نوینی را در موضوعیت قرار دادن هوش مصنوعی و رباتیک در سینما آغاز کردند.

هوش مصنوعی پیش از آنکه راه خود را در سینما هموار کند ریشه در ادبیات دوانده بود که بهترین نمود آن را می توان در آثار آیزاک آسیموف دید که بعدها بسیاری از کتاب های وی دستمایه اقتباس فیلم هایی با موضوع هوش مصنوعی و رباتیک گشت(لاکی استار،مرد دوصد ساله، من ربات و سفر شگفت انگیز) ، در این میان البته نباید از نویسندگان مهم دیگری همچون استیون کینگ ،هری هریسون و تام گودوین نیز غافل شد اما بی شک آسیموف تاثیرگذارتین مرد ادبیات بوده است که هوش مصنوعی و رباتیک را به شکل ملموسی در آثار خود به تصویر کشیده است ، اما آنچه باعث شد که سینما از اواخر دهه ی 60 به شکلی جدی هوش مصنوعی و رباتیک را دستمایه ساخت فیلم قرار دهد میتوان 3 اتفاق اصلی دانست نخست بحث رقابت فضایی مابین ایالات متحده و شوروی در دهه ی 60 بود که منجر به تحقیقات گسترده و گمانه زنی های فراوان شد که به تبع آن فیلمسازان نیز به سوژه ی ناب و کمتر کار شده ای برای خیال پردازی دست یابند که گواه اینن مسئله فیلم های مهم دهه ی 60 و 70 با موضوع هوش مصنوعی و رباتیک است که مبنای آن بر سفرهای فضایی می باشد(ادیسه ی فضایی ، جنگ ستارگان،پیشتازان فضا) اتفاق مهم دیگر معرفی نخستین نمونه ی ربات توسط انگلبرگر بود که توانست افق های تخیل انسان را وسعت ببخشد و باعث ساخت آثاری مانند نابودگر شود ( باید به خاطر داشته باشیم در زمان ساخت فیلم نابودگر کمتر فردی میتوانست تصور آن میزان از پیشرفت در ربات ها را داشته باشد و عملا کامرون در فیلم نابودگر دست به پیش بینی آینده ی ربات ها زد) اما سومین و شاید مهمترین مسئله پیشرفت و همه گیر شدن رایانه در دهه ی 70 بود ، این سه اتفاق که میتوان آنها را سه ضلع اصلی فیلم های علمی تخیلی تا به امروز دانست به مرور با پیشرفت خود توانستند جهانیان را به تعجب وادارند اما جالب اینجاست که سینما هرچند کمی دیرتر از آنچه انتظار می رفت وارد این مقوله شد اما بسیار پیشروتر از پیشرفت های این صنایع عمل کرد به گونه ای که بسیاری از موضوعات و حوادث رخ داده در فیلم ها با موضوع هوش مصنوعی و رباتیک پیش از هزاره ی دوم میلادی هنوز تبدیل به واقعیت نشده است به شکلی که در سال اخیر ساخته شدن فیلم چپی باعث هشدار کارشناسان صنعت رباتیک و هوش مصنوعی مبنی بر لزوم کنترل آینده ی ربات ها شد!

فیلم های علمی تخیلی با ساخته شدن جنگ ستارگان تبدیل به دو دسته ی اصلی شدند ، نخست فیلم هایی بودند که مانند (متروپلیس ، ادیسه فضایی، هوش مصنوعی،مرد دوصد ساله و.....) نگرشی فلسفی به موضوع داشتند و ماجرا از جنبه های معنایی می نگریستند ، دوم آثاری بودند که وجه تجاری آنها غالب بوده و رباتیک و هوش مصنوعی را دستمایه فیلم های اکشن تجاری کردند(جنگ ستارگان،نابودگر،من ربات،ماتریکس و.....) که هر دو دسته دارای جذابیت و طرفداران بسیاری هست، هرچند که به مرور زمین به دلیل رویکرد تجاری صنعت سینما که ترجیح می داد مخاطب به همراه هراس که عضو لاینفک این فیلم ها بود از این آثار لذت نیز ببرد اکثر فیلم های ساخته شده در این ژانر سمت و سوی اکشن به خود گرفت اما باز هم کم نبودند آثاری که وجه فلسفی و هشداردهندگی آنها بر اکشن صرف می چربید.

در دو سال اخیر اما به نظر می آید با گسترش ناگهانی صنعت رباتیک و پیشرفت های خوش مصنوعی سینماگران نیز علاقه ی بیشتری به این ژانر پیدا کرده و تلاش نموده اند از این روند عقب نیفتند که گواه آن نمایش 4 فیلم مهم در این سبک سیاق است(فراماشین،چپی،نابودگر5 و جنگ ستارگان 7) در میان این آثار با وجود آنکه دو فیلم جنگ ستارگان و نابودگر توجه بیشتری را به خاطر پیشینه اشان به خود جلب کردند اما فیلم فراماشین با دیدگاهی فلسفی و عمیق به موضوع پرداخته است که دلیلی شده است بر آنکه بتوان این فیلم را مهمترین فیلم ژانر علمی تخیلی در چند سال گذشته دانست ، به همین علت در ادامه نگاهی می اندازیم به فیلم فراماشین



Ex machine یادداشتی درباره‌ی فیلم

فرانکشتاین فلزی

 

فرا ماشین نخستین تجربه‌ی کارگردانی الکس گارلند می‌باشد او که نویسندگی فرا ماشین را نیز بر عهده داشته پیش‌تر به‌عنوان فیلم‌نامه‌نویس موفق فیلم های علمی تخیلی (دِرِد، هرگز رهایم نکن، 28 روز بعد و نور سفید) شناخته شده بود.

فرا ماشین داستان برنامه‌نویس جوان شرکت اینترنتی بلوبوک به نام کالب است که در یک مسابقه‌ی برنامه‌نویسی پیروز شده و به‌عنوان پاداش باید یک هفته را با صاحب کمپانی بلوبوک که یک نابغه‌ی علوم کامپیوتر به نام نیتن است بگذارند، کالب در بدو ورود متوجه ساختار امنیتی شدید اقامتگاه شده و بعدتر می فهمد هدف از دعوت او به آنجا انجام آزمایش تورینگ بر روی ربات دارای هوش مصنوعی است که نیتن ساخته، در برخورد با ایوا کالب مجذوب این ربات هوشمند شده و رابطه‌ی آنها جنبه‌ی عاطفی پیدا می‌کند.

فرا ماشین برخلاف اکثر فیلم های ژانر علمی تخیلی که مبنای آنها بر اکشن بناشده فیلمی ساده و کم هزینه است که موفقیت خود را مدیون فیلم‌نامه‌ی پر کشش و سرشار از تعلیق خود است، فیلم‌نامه‌ی فرا ماشین داستانی ساده و کلاسیک دارد و فاقد دیالوگ های فنی و خارج از فهم است به همین دلیل مانع از گنگی فهم مخاطب می‌شود اما این مسئله از فلسفه‌ی عمیق فیلم نمی‌کاهد بلکه گارلند توانسته به خوبی با ثبت تصاویر بدیع و انباشته از موتیف به مقصود خود برسد در واقع فراماشین تا حدی یادآور داستان فرانکنشتاین و روتوانگ مخترع دیوانه ی متروپلیس می باشد.

فرا ماشین در ساختار کلاسیک فیلم‌نامه‌ی خود به‌خوبی از عنصر تعلیق استفاده نموده، فیلم هیچ‌گونه اطلاعاتی را به جز چند مورد جزئی پنهان و یا کمرنگ نمی‌کند و به‌صورت کامل اطلاعات مختلف را به نمایش می‌گذارد بااین‌حال تماشاگر تا زمان خروج ایوا از اقامتگاه نمی‌تواند هیچ‌کدام از اتفاقات ماجرا را پیش‌بینی کند و دائما دچار غافلگیری می‌شود هرچند که این غافلگیری‌ها به دلیل محدودیت فضای داستان و نامتناسب بودن با گسترش عرضی، در طول فیلم رخ می‌دهد و عملاً خرده داستانی تعریف نمی‌شود که البته این مسئله نه یک ضعف بلکه جزو نقاط قوت فیلم فرا ماشین است چرا که کارگردان توانسته تنها با تکیه بر خط اصلی داستانی فیلم خود را پیش ببرد بی‌آنکه دچار تغییر در ریتم و یا فرسایشی شدن روند فیلم شود، البته نباید تأثیر سنت های سینمای انگلیس به خصوص سادگی و در عین حال پیچیدگی را بر این مسائل نادیده گرفت.

فرا ماشین پرسشی را مطرح می‌نماید که امروزه با پیشرفت سریع علوم کامپیوتری برای انسان‌ها ایجادشده و به‌نوعی زنگ خطری است برای بشر در مورد آینده‌ای که ماشین‌ها برای آن رقم خواهند زد، این‌چنین سوژه‌ای زیربنای فیلم های موفقی مانند ماتریکس و یا نابودگر نیز بوده اما تفاوت فرا ماشین با این دسته از فیلم‌ها در آن است که پیش‌بینی آینده‌ی انسان در دستان ماشین‌ها مسئله‌ای فرا ماشین نیست بلکه نوع رابطه‌ی انسان و هوش مصنوعی در فرا ماشین مدنظر گارلند بوده است، این شکل از داستان را می‌توان در فیلم های چپی و هیر نیز دید با این تفاوت که آنها هرکدام فاقد شجاعتی بوده‌اند که گارلند داشته، در هیر آنچه به عنوان هوش مصنوعی شناخته می‌شود نرم‌افزاری بوده که می‌تواند اطلاعات را آنالیز کرده و به آن پاسخ دهد البته در بالاترین سطح هوشمندی، در چپی نیز ما با یک ربات شبیه به سلاح مواجه‌ایم که هوشمندی بالاتر از سطح انسانی دارد و برای بقای انسان‌ها آنها را به شکل ربات درمی‌آورد اما آنچه فرا ماشین را با این دو فیلم و موارد مشابه آن متمایز می‌کند کیفیت هوش مصنوعی ساخته‌شده به‌دست نیتن است، ایوا رباتی است شبیه به انسان که نزدیک‌ترین رفتارها را به گونه‌ی بشر دارد و حتی توانایی برقراری رابطه‌ی جنسی نیز دارد اما مهم‌تر از همه به نظر می‌آید ایوا می‌تواند احساس داشته و همین پرسش که آیا هوش مصنوعی قادر به تجربه‌ی احساسات انسانی هست یا آن را براساس الگوریتم شبیه سازی می کند پیش برنده‌ی داستان و مانیفست اصلی فرا ماشین است.

ایوا تحلیل شخصیت‌ها و واکنش های افراد را با مشاهده‌ی میلیون‌ها واکنش انسانی فراگرفته است در نتیجه می‌تواند از ضعف های انسان‌ها استفاده کند و این عملی است که در برابر کالب انجام می‌دهد، کالب شخصیتی منزوی، بدون خانواده و تنها است و ایوا تمثال آن چیزی بوده که وی از جنس مخالف خود انتظار دارد پس سریعاً به آن واکنش نشان داده و مجذوب ایوا می‌شود به‌عبارت‌دیگر ایوا کالب را پلی برای عبور از زندان خود می‌بیند بنابراین از ضعف های او استفاده می‌کند، اینها اما همگی طرح و برنامه‌ای است که نیتن پازل آن را چیده اما آنچه در انتها وی درمی‌یابد نه تنها پاسخ این پرسش است که ایوا آیا از کالب برای فرار استفاده می‌کند یا نه بلکه نتیجه ای فراتر از انتظار است، هوش مصنوعی سدهای برابرش را بی‌رحمانه می‌شکند چرا که نمی‌خواهد از بین برود، نکته‌ی مهم در این توضیحات اما 2 مورد است نخست در وجه فرمال اثر شیوه‌ی شخصیت‌پردازی با استفاده از این رابطه‌هاست، مخاطب در فرا ماشین نیتن را می‌بیند که گفته می‌شود یکی از نوابغ کامپیوتر عصر حاضر و موفق‌ترین افراد است اما در برخورد با وی شخصیتی را می‌بینیم عصبانی، الکلی و تا حدی دیوانه که در 3/1 پایانی متوجه دلایل این اتفاقات می‌شویم، کالب فردی گوشه‌گیر، غیراجتماعی و سرد است که به‌راحتی می‌تواند آلت دست دیگران قرار گیرد و ایوا که رباتی هوشمند و غیرقابل‌پیش‌بینی، همه این پرداخت‌ها اما زمانی اهمیت می‌یابد که چرایی آن در روند فیلم مشخص می‌شود، نیتن در حقیقت چنان غرق دنیای کامپیوتر و دست‌ساخته‌های خود شده که ارتباطش با جهان خارج به صورت فیزیکی از بین رفته و حتی میل جنسی خود را از طریق ربات‌هایش رفع می‌کند و همین مسئله باعث شده که وی اخلاقیات انسانی را نیز فراموش کند و در راه رسیدن به هدف خود چه در برابر انسان‌ها و چه در برابر ربات‌ها هدفش را ارجح بر روش‌هایش بداند همین مسئله است که باعث می‌شود او فراموش کند چه خلق کرده و در انتها کیوتو باعث مرگ او شود،این رفتارها اما باز هم از خشم نیتن نمی‌کاهد چرا که او در واقع تمثال خدایی است که از مخلوقش ناامید شده، کالب نیز که دچار خلاء های عاطفی است بیش از آنکه بتواند به انسان‌ها اعتماد کند و با آنها ارتباط برقرار کند تمایلش به سمت هوش مصنوعی و ایوا است پس او را به راحتی می‌توان تحت کنترل درآورد چرا که احساساتش بر عقلانیت او چیره است، در وجه محتوایی این شیوه از شخصیت‌پردازی حاوی نکته‌ی جالب‌توجه ای بوده و آن نوع جنسیتی است که نیتن به ربات‌هایش داده و درباره‌ی آنها فکر می‌کند، نیتن ربات‌هایش را به اشکال مختلفی از زنان درمی‌آورد و اعتقاد دارد آنها بخشی از تکامل بشریت هستند، در حقیقت نیتن به ربات‌هایی که می‌سازد نوعی نگاه ابزاری دارد و آنها را به شکل تمایلات جنسی خویش می‌سازد درحالی‌که کالب در رابطه‌ی با ربات‌ها از خود احساس نشان می‌دهد و به شکلی آنها را هم‌طراز انسان می‌داند اما مهم این است که هردو در این معادله شکست می‌خورند چراکه کالب و نیتن رفتارهایشان بر اساس غرایز شکل می‌گیرد درحالی‌که ایوا به عنوان نمونه تکامل‌یافته‌ی هوش مصنوعی با بشر با بخشی که مشابه تفکر انسان است تصمیم گرفته و به خوبی می‌تواند همه‌چیز را مدیریت کند اما تشابه ایوا به خالق خود نیتن نیز در همین نگاه ابزاری به موجود مقابلش است، همان‌گونه که نیتن از ربات های ساخته‌اش طبق میل خود بهره می‌برد ایوا نیز از کالب برای رسیدن به هدف خود بهره می‌برد.

از دیگر نکات حائز اهمیت در فرا ماشین وجود نشانه و اشارات مذهبی است، نخست شیوه‌ی تلقی کالب از اختراع نیتن و خدای گونه پنداشتن وی، دوم آنکه داستان فیلم در شش روز رخ می‌دهد که مشابه افسانه‌ی آفرینش مبنی بر شش روزه بودن خلقت است، سوم وجود صورتک‌ها و اشیایی همانند اسکلت که نمونه‌هایی از عقاید مذهبی است، چهارم شیوه‌ی نام‌گذاری شخصیت‌ها طبق داستان های مذهبی است کالب در کتب مذهبی نام جاسوسی بوده که موسی به سرزمین کنعان می‌فرستد و معتقد به پیروزی موسی است، نیتن نیز پیامبری هم عصر داوود است که جد مسیح بوده و داوود را به خشم خداوند ، شکست وی و پیروزی نسل او بشارت می‌دهد، این شکل از نام‌گذاری زمانی قابل‌درک است که به نام های دو شخصیت دیگر فیلم یعنی کیوکو و ایوا نگاهی بیندازیم، کیوکو در زبان ژاپنی به معنای مؤدب می‌باشد که با شخصیت این ربات نیز هماهنگی کاملی دارد، جالب آنجاست که در این میان ایوا تنها نامی است که دارای پیش‌زمینه‌ی معنایی و تاریخی نیست، این مسائل را شاید بتوان اشاره به پرسش‌هایی دانست که درباره‌ی هوش مصنوعی و اعتقاد به فاجعه‌آمیز بودن نتیجه آن دانست چرا که به گونه‌ای هوش مصنوعی خلقت موجودی فراتر از انسان و در حقیقت دخالت در کار خدا است.

گارلند در انتخاب جغرافیای اثر خود نیز به خوبی عمل نموده، مکانی که نیتن برای تحقیقات خود مورداستفاده قرار می‌دهد معماری ارگانیک دارد که هدف از این معماری تطبیق‌پذیری انسان با چرخه‌ی طبیعت است و این تطبیق‌پذیری در قلب خود چرخه‌ی تکامل را دارد یعنی همان چیزی که نیتن به کالب می‌گوید، از سوی دیگر اشاره‌ی نیتن نیز به ساختمان مبنی بر وجود انبوه فیبرهای نوری و سخت‌افزارهای رایانه‌ای نیز در نوع خود جالب است به شکلی که به نظر می‌آید آنها درون یک رایانه‌ی بزرگ قرار دارند نه یک سکونت‌گاه عادی، چیرگی رنگ های سرد در کنار دیوارهای سیمانی و شیشه‌ای نیز فضای فیلم را دچار سرمایی کرده که نشان از نبود و یا کمبود شدید احساسات عمیق انسانی دارد.

 گارلند که در مقام فیلم‌نامه‌نویس در آثار پیشین خود نشان داده است نگاه بدبینانه‌ای نسبت به آینده‌ی جهان و تکنولوژی دارد و به اصطلاح حساب خود را با هوش مصنوعی تسویه کرده، گارلند در فرا ماشین پاسخی به کسانی می‌دهد که تصور می‌کنند هوش مصنوعی می‌تواند همانندسازی انسان به شکلی برتر از او باشد، گارلند در فیلم خود نشان می‌دهد که چنین رخدادی می‌تواند انسان را به نابودی بکشاند چراکه هوش مصنوعی توانایی استفاده از ضعف های انسان برای برتری خود را دارد و این برتری نه به نفع انسان که برای تقویت خود است همان‌گونه که در فیلم ایوا اشاره می‌کند نمی‌خواهد اجازه دهد کسی او را خاموش کند ولی او به نفع خود دیگران را از بین می‌برد.

فیلم پایان باز و البته دلهره آفرین دارد که نوید از پیروزی دارد که هوش مصنوعی در آینده بر انسان خواهد داشت ، فراماشین را بی شک باید یکی از بهترین فیلم های ژانر علمی تخیلی دانست که چه از لحاظ تفکر و چه از لحاظ فرم گستره ی وسیعی را شامل شده و می توان آن را به نوعی نواده ی متروپلیس لانگ دانست.

  • امیر یغمایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی