یاددداشتی بر فیلم respire
(respire) یادداشتی بر فیلم
استعمار احساسات
امیر یغمایی
تنفس دومین فیلم بلند سینمایی ملانی لائورن بازیگر جوان فرانسوی است، تنفس درامی اجتماعی – روانشناختی میباشد که به رابطهی دو دختر نوجوان دبیرستانی میپردازد، فیلم برپای رمان آنه سوفی برازم با همین نام (تنفس) ساخته شده است.
لائورن ساختار فیلم خود را برپای شیوهی کلاسیک بنا نموده است که دارای سه مقطع اصلی میباشد، در مقطع نخست چارلی شخصیت اصلی فیلم معرفیشده و شرایط پیرامون او شناسانده میشود، در همین مقطع شاهد ورود سارا دختری که نقطهی مقابل چارلی بوده هستیم سپس وارد فاز دوم ماجرا یعنی شکلگیری رابطهی این دو شخصیت و فراز و نشیب های آن میشویم و در پردهی سوم گرهگشایی از بحران و ماحصل آن را شاهدیم، روایت فیلم تنفس را میتوان به شکل یک دینامیت توصیف کرد که تماشاگر روند اتصال اجزا را از ابتدا میبیند و در انتها انفجار را تماشا میکند.
فیلم به دلیل روایت زیبا و چیدمان صحیح روابط علت و معلولی از کشش خوبی برخوردار است و بیننده را بهراحتی همراه خود میکند، یکی از نکات برجستهی فیلم تأثیرپذیری هوشمندانهی فیلمساز از (آبی گرمترین رنگ) ساختهی عبدالطیف کشیش هست به گونهای که بسیاری از نماهای اولیه فیلم این فکر را به ذهن متبادر میکند که قرار است شاهد اثری باشیم در حال و هوای آن فیلم ولی این درست نخستین نقطهی غافلگیرکنندهی تنفس است که انگار میخواهد وجه دیگری از رابطهی میان دو دختر نوجوان را به نمایش بگذارد وجهی که هرچند خشن ولی بسیار عاطفی است، نقطهی غافلگیرکنندهی بعدی فیلم که سرآغازی میشود بر تغییر رویهی رابطهی شخصیت های اصلی جایی است که چارلی از واقعیت زندگی سارا باخبر میشود واقعیتی که کاملاً در تضاد با آنچه سارا تعریف کرده و چارلی و مخاطب هردو بهخوبی آن را باور کردهاند است هرچند که این باور پذیری مانع از منطبق بودن کشف معما با منطق نمی شود و این سئوال پیش نمیآید که چرا چارلی پیش تر به فکر شناختن دوستی که تا این حد با او صمیمی شده است نیفتاده و این دقیقاً جنبهای مهم از معماری شخصیت چارلی میباشد، او شخصیتی ضعیف از لحاظ اجتماعی، ناکام در دوستی، گوشهگیر و افسرده و تا حدی متنفر و دورافتاده از خانواده است که این مسائل را بهخوبی میتوان از خلال صحبت های درباره ی دوستانش که روابطش با آنها را بر اساس کلاس های درسش تعریف کرده یا شیوهی نگاه او به پدرش دید، این آسیبپذیری به سارا مجال آن را میدهد تا بهراحتی به درون زندگی چارلی راه یافته و خود را بدل به مهمترین قسمت زندگی او نماید و همین مسئله سبب شود تا سارا تبدیل به معشوقهای برای چارلی شود معشوقهای که بهمرورزمان چهرهی دیگر خود را نشان میدهد که این چهره میتواند برای تماشاگر منزجر کننده باشد هرچند در نیمهی فیلم با کشف معمای زندگی وی متوجه میشویم سارا نیز به نحوی قربانی شرایط است و رفتار او ماحصل عقدههایی هست که زندگی شخصیاش در او به بار آورده، در اینجا بد نیست به این نکته نیز اشاره نماییم که کارگردان با مهارت بسیار توانسته است دیدگاه چارلی و مخاطب را یکسان نمایید به گونهای که هردو دروغ سارا را دربارهی زندگیاش میپذیرند اما لائورن با تیزهوشی تناقضاتی را در رفتارهای سارا قرار داده است تا کشف معمای زندگی او باورپذیر باشد، کشف معمای زندگی سارا نقطهی دگرگونی روابط او با چارلی میگردد، سارا که تا پیشازاین رفتارهایش نسبت به چارلی سلطهجویانه بوده اکنون تبدیل به تخریبگری میشود به شکلی که به نظر میآید سارا میخواهد با نابود کردن زندگی چارلی انتقام فاش شدن رازش و حتی زندگی دردناکش را از او بگیرد درحالیکه نقطهی مقابل او یعنی چارلی شیفتهوار و دردخواهانه بیهیچ اعتراضی این فشار را میپذیرد بهعبارتدیگر عشق چارلی به سارا عشقی افلاطونی است که در عین حال دردناک بودن از آن لذت میبرد، گناهان او را میبخشد و او را در بدترین لحظات میپذیرد لیکن او به مانند هر انسان دیگری صبرش را ازدستداده و این نقطهای است که انفجار فاجعهبار رخ میدهد.
لائورن در تنفس تا حدی نگاهی ناتورالیستی به زندگی دارد وی در ظاهر سنگ بنای روابط شخصیتهایش را برپای الگوی قربانی و ظالم قرار داده اما با نمایش گوشههای حقیقی زندگی دو شخصیت به این نکته میرسد که چارلی و سارا هر دو قربانی شرایط میباشند که این مسئله را به خوبی در انتهای فیلم یعنی کشته شدن سارا به دست چارلی و عوض شدن جای قربانیها میتوان مشاهده کرد.
از نکات برجستهی دیگر تنفس روند قصهگویی زیبای آن است در عین حالی که فیلم ساختاری آرتیستیک دارد به شیوهی کلاسیک داستان را جلو میبرد هرچند نمیبایست تأثیر رمان مورد اقتباس را بر این مسئله نادیده گرفت.
تنفس فیلمی است اجتماعی و روانشناسانه که حقیقت زندگی دو نوجوان خاص را با
نگاهی عاطفی و واقعبینانه بیان میکند، این فیلم در مراسم کن ۲۰۱۴ توانست نگاه
مثبت منتقدان را به خود جلب کرده و نوید ظهور فیلمسازی مؤلف را در آینده بدهد.
- ۹۴/۰۳/۲۸