نقد فیلم wild
Wild نقد فیلم
خودشناسی در طبیعت وحشی
طبیعت وحشی هشتمین فیلم کارگردان کانادایی ژان مارک والی است، وی که پیشتر توانسته بود با فیلم کلوپ مشتریان دالاس تحسین منتقدان را به خود جلب کند برای سومین بار به سراغ ساخت فیلمی زندگینامهای رفته است.
طبیعت وحشی بر اساس خاطرات شریل استراید ساختهشده است و به راهپیمایی طولانی وی در مسیر پاسیفیک کرست تریل و اتفاقاتی که برای او در این مسیر افتاده است میپردازد.
فیلم طبیعت وحشی هرچند که اقتباسی از کتاب شریل استراید میباشد اما دارای وجوه تمایز زیادی نیز با آن است، استراید در کتاب خود به شرح چگونگی این سفر و اتفاقات رخداده در آن با زبانی شیرین پرداخته، درحالیکه در فیلم شاهد آن هستیم مارک والی به زندگی او ماقبل سفر نیز توجه نشان میدهد و دلایل آغاز این راهپیمایی را نیز به مخاطب مینمایاند.
فیلم طبیعت وحشی بیشک تا حد زیادی دارای مشابهتهایی با فیلم به درون طبیعت وحشی ساختهی شان پن است که آن فیلم نیزبراساس زندگی واقعی کریستوفر مک کندلس ساختهشده است اما آنچه نقطهی تمایز اصلی این دو فیلم میباشد نخست مبنای ساخت آنها یعنی واقعیت سفر استراید و مک کندلس و تفاوتهای موجود در این دو شخص میباشد، دوم نوع نگاه کارگردانها به این سفرها، در فیلم به درون طبیعت وحشی، شان پن بیشترین تمرکز خود را بر حوادث سفر مک کندلس و تأثیر بر شخصیت او گذاشته است درحالیکه مارک والی تلاش نموده است به شکلی متوازن به وجوه دیگر زندگی استراید بهغیراز سفرش بپردازد.
در فیلم وحشی شخصیت اصلی فیلم دچار نوعی بحران روحی گشته است که سفر بدین شکل برای او نوعی فرار و تنبیه بهحساب میآید، استراید باوجودآنکه میداند هیچ تجربهای برای قدم گذاشتن در چنین مسیری را ندارد اما در آن پای میگذارد چراکه او براثر فشار مرگ مادرش به خودویرانگری روی آورده است و با این کار نهتنها ازدواجش را نابود کرده است بلکه به تمام آنچه مادرش برای آموختن به او تلاش نموده خیانت کرده است، استراید دیگر خانهای برای بازگشت ندارد، بهگونهای میتوان گفت او چیزی برای از دست دادن ندارد پس تصمیم میگیرد برای فرار ازآنچه بدان بدل شده است به توصیه مادرش عمل کرده و شخص دیگری شود، این سفر هرچند که برای او نقش گریز از گذشته را ایفا میکند اما باگذشت زمان او بهنوعی خودشناسی میرسد که نتیجهی آن یافتن معنای واقعی زندگی است، درواقع استراید بیآنکه بخواهد سفرش تبدیل به یک مراقبه میشود.
فیلم وحشی از چندین جهت دارای جاذبه است، ابتدا داستان اصلی فیلم است سفری تنها به طبیعت آنچه مطمئناً انسانهای زیادی در زندگی امروز به آن میاندیشند و آرزوی آن را دارند اما دلایل مختلفی در سر راهشان وجود دارد پس مخاطب میتواند به تماشای این فیلم نشسته و اجازه دهد فرد دیگری بهجای او این کار را انجام بدهد.
دلیل دیگر جذابیت فیلم شیوهی داستانگویی ژآن مارک والی میباشد او بهخوبی داستان فیلم خود را آغاز کرده و قصهاش را بهآرامی گسترش میدهد، ازآنجاییکه در سفر اصلی استراید اتفاقات هیجانانگیز و جذاب زیادی برای او رخ نداده است پس والی بهخوبی میداند که میبایست با نمایش حوادث اصلی سفر استراید و زندگی شخصی او جذابیت لازم را برای مخاطب ایجاد کند از سوی دیگر والی با خودداری از افشای حریصانهی داستانش بهخوبی توانسته با ریتمی یکدست برای مخاطب خود قصه بگوید، شاید این مسئله بزرگترین نقطهی برتری فیلم طبیعت وحشی نسبت به فیلم به درون طبیعت وحشی باشد چراکه در آنجا شان پن در نیمهی ابتدایی فیلم فضای کلی داستانش را تعریف کرده و بیشتر فیلم صرف مطرحشدن پرسشهای هستی شناسانهی کندلس میشود درحالیکه والی با بهرهگیری از مقاطع مختلف زندگی استراید توانسته است بهخوبی فضایی برای فیلم خود بسازد که در عین نبود صحنههایی که در این قبیل فیلمها انتظار آن را داریم (صحنههای مبارزه با طبیعت مانند فیلم 127 ساعت) بتواند جذابیت لازم را در آن خلق نماید.
یکی دیگر از نکات برجستهی فیلم والی شیوهی چینش میزانسن و دوربین او میباشد که فیلم طبیعت وحشی را به شبیه به یک درام مستند نموده است، والی بهجز در چند سکانس به سوژهی خود نزدیک نمیشود و بیشتر زمان فیلم در نماهای مدیوم و لانگ پیش میبرد و تنها در زمانهایی که استراید به گذشته فکر میکند مخاطب میتواند او را در نماهای بسته ببیند که این مسئله باعث تأکید برگذشتهی شخصیت و جانبخشی به طبیعت اطراف او میشود.
ژان مارک والی در کنار نمایش مقاطع مهم زندگی استراید که باعث پرداخت شخصیت او میشود بهخوبی از تمهید دیگری یعنی موسیقی برای نمایش درونیات و پرداخت شخصیت استراید استفاده کرده است، این مسئله که اکثر قطعات موسیقی فیلم برای این فیلم ساختهشدهاند گواه بر همین مسئله است که کارگردان فیلم بهخوبی از پتانسیل موسیقی آگاه بوده و توانسته است بهدرستی از آن استفاده نماید.
فیلم طبیعت وحشی در زیر متن خود دارای رگههایی از طبیعتگرایی است که تا حدی تحت تأثیر نگاه استراید و تا حدی تحت تأثیر والی میباشد، در فیلم شاهد آن هستیم که استراید تقریباً یک خداناباور است و زمانی که برای بهبود مادرش دست به دعا میکند از کائنات برای بهبود او کمک میخواهد و سرگشتگی او در طبیعت پایان مییابد و سفرش به روی پل خدایان پایان مییابد در کنار آن کارگردان فیلم نهتنها هیچگاه تصویری از آزار رساندن به طبیعت توسط استراید به نمایش نمیگذارد بلکه نشان میدهد که چگونه عناصر طبیعت به او جذب میشوند.
فیلم طبیعت وحشی فیلمی است نه بهاندازهی 127 ساعت نفسگیر و هیجانانگیز و نه بهاندازهی به درون طبیعت وحشی فلسفی، این فیلم نوعی خودشناسی روانکاوانه است که در قلب طبیعت رخ میدهد.
امیر یغمایی